عرق جو زدگی!!!

1_ ما ایرانیان هم خصلتهای جالبی داریم. وقتی می گویم ما ایرانیها منظورم تمامی اقوام و نژادهای شریف ایرانیست. از فارس و کرد و لر و ترک و عرب و… گفتم عرب، یاد یک چیز با مزه افتادم! من عضو یکی از گروه های اینترنتی هستم به نام فارسی بوکز! در این گروه ای. بوکهای رایگانی که شامل قانون کپی رایت نیستند، برای اعضا ارسال می شود. حتما می گویید این چه ربطی دارد به ما ایرانیها و خصلتهایمان!؟ عرض می کنم….

یک آقاییست در این گروه که ایمیلهایش با نام ادبستان کاوه منتشر می شود. این آقا سعی وافری دارد در فارسی سازی واژگان فارسی!!! مثلا صادق هدایت را می نویسند: سادغ هدایت! یا علیرضا نوری زاده را می نویسد: الی رزا نوری زاده! بگذریم از اینکه خواهش یا خواهر را هم می نویسند: خاهش یا خاهر!

2- چند ماه پیش داشتم برنامه ای از شبکه صدای امریکا می دیدم. نام مهمان میزگردشان خاطرم نیست. اما ظاهراً مفسر ورزشی بودند و قرار بود راجع به انتصاب علی دایی به سرمربیگری تیم ملی قوتبال ایران نظر بدهند… اما بیشتر از آن داشتند با تلفن کنندگان به برنامه دعوا می کردند سر اینکه نگویند سلام و بگویند درود یا نگویند متشکرم و بگویند با سپاس!

3- حتما شما هم این روزها که به خرید می روید پشت ویترین نقره فروشیها انواع و اقسام نشانهای فروهر را می بینید…

از مصادیق دیگر ایرانی گریمان می گذرم. فقط امیدوارم این عرق شدید ملی کمی ریشه دار تر از اسلام گرایی شدید سالهای ابتدایی انقلاب با مصادیقی چون کروات ستیزی و ریش گذاشتن مردها و چادر سفت و سخت زنانمان باشد.

پی نوشت: به خدا من ایران را خیلی هم دوست دارم. لطفا فحش ندهید….

 

7 comments ژوئن 13, 2008

ایران یا اسرائیل!؟ اسد انتخاب می کند!!!

بی.بی.سی پرژن- روز پنجشنبه، 22 مه (2 خرداد)، تزیپی لیونی، وزیر خارجه اسرائیل که در یک نشست خبری شرکت داشت، در واکنش به گزارش های مربوط به مذاکرات غیر مستقیم با سوریه، ضمن ابراز حمایت از این مذاکرات، شرایط کشور خود برای پذیرش صلح با سوریه را فاصله گرفتن آن کشور از ایران اعلام کرد.

خانم لیونی گفت “اسرائیل مایل است با تمامی همسایگان خود در صلح زندگی کند اما سوریه نیز باید درک کند که لازم است به طور کامل از حمایت از تروریسم - حزب الله، حماس و البته ایران - دست بردارد.”

روز چهارشنبه مقامات اسرائیلی و سوری تایید کردند که پس از یک وقفه هشت ساله، بین دو کشور مذاکرات غیرمستقیمی برای دستیابی به صلح جریان داشته است.

در این گفتگوها، که گفته می شود برای چندین ماه ادامه داشته، ترکیه نقش واسطه بین دو طرف را ایفا کرده است.

وزیر خارجه اسرائیل روابط سوریه و ایران را مشکل آفرین توصیف کرد و افزود که “سوری ها باید درک کنند که لازم است به طور کامل از روابط مساله دار خود با ایران فاصله بگیرند.”

دولت اسرائیل همواره ایران را به حمایت از گروه های مخالف روند صلح خاورمیانه و به خصوص جنبش حزب الله لبنان و گروه فلسطینی حماس متهم کرده است.

حزب الله لبنان، که یک گروه شیعه است، از سال 1982 تا سال 2000 که ارتش اسرائیل بخش هایی از جنوب لبنان را اشغال کرده بود، در عملیات چریکی علیه نیروهای اسرائیلی شرکت داشت و از آن زمان نیز گاه به حملاتی از جمله موشک پرانی به مناطق شمال اسرائیل مبادرت کرده است.

در تابستان سال 2006، درگیری بین نیروهای اسرائیلی و شبه نظامیان حزب الله به حملات سنگین اسرائیل به لبنان منجر شد.

رابطه با ایران، حمایت از گروههای مخالف اسرائیل

جنبش حماس هم، که از تابستان گذشته بر سرزمین های فلسطینی در کرانه باختری رود اردن مسلط بوده، موجودیت اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد و بر خلاف گروه های فلسطینی حامی تشکیلات خودگردان، خود را به یافتن راه حلی مسالمت آمیز برای اختلاف فلسطینیان و اسرائیل متعهد نکرده است.

اسرائیل و ایالات متحده حزب الله و حماس را “سازمان های تروریستی” می دانند و ایران و سوریه را به حمایت مالی و تسلیحاتی از آنها، و همچنین کمک به سایر گروه های مخالف روند صلح خاورمیانه متهم می کنند.

با اینهمه، مقامات آمریکایی گفته اند که به مذاکرات جاری بین اسرائیل و سوریه اعتراضی ندارند و این تماس را نیز غیر منتظره ندانسته اند.

در سال های اخیر، خصومت دولت آمریکا نسبت به دولت های سوریه و جمهوری اسلامی از جمله موانع اصلی در انجام مذاکرات صلح بین سوریه و اسرائیل قلمداد شده بود.

سوریه در گذشته بارها آمادگی خود را برای برقراری صلح با اسرائیل اعلام داشته اما توافق صلح با اسرائیل را خروج نیروهای اسرائیلی از بلندی ها جولان و بازگرداندن این منطقه با سوریه مشروط کرده بود.

بلندی های جولان، که از نظر نظامی موقعیتی مهم دارد، در جریان جنگ سال 1967 اعراب و اسرائیل به تصرف ارتش اسرائیل در آمد و از آن زمان تا کنون، در اشغال این کشور بوده است.

روز گذشته اهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل، در مورد مذاکرات جاری با سوریه گفت که برای دستیابی به صلح، اسرائیل ناگزیر خواهد بود از خودگذشتگی نشان دهد که ممکن است به معنی آمادگی برای مصالحه بر سر بلندی های جولان باشد.

جمهوری اسلامی، که موجودیت اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد و با روند صلح خاورمیانه مخالف است، روابط خود با دولت سوریه را روابطی استراتژیک می داند.

1 comment می 22, 2008

پوففففففف

گاهی شما خبری را که می خوانید نمی فهمید، چون خبر را بد تنظیم کرده اند! گاهی دیگر خبر را نمی فهمید چون اصولا در زمینه خبر مذکور و موضوع آن تخصصی ندارید! اما گاهی هم خبر را نمی فهمید چون اصلا کل ماجرایی که در خبر می آید بی معنای مطلق است!!!

مثلا این خبر را ببینید! من واقعا آن را نمی فهمم! ایشان فرموده اند بحث 6 نفر نبوده!  اصلا شاید 6 نفر بودنش مهم نبوده، جرم نبوده!! فقط خلاف شان بوده!!! سوء استفاده از مقام هم در این مملکت جرم نیست گویا!! فقط خلاف شان است! نتیجه عمل خلاف شان هم جا به جایی است! نه مجازات! خوب راست هم می گویند دیگر!!!

حالا در عوض اگر شما در زمستان وبرف چکمه بپوشید این جرم است! اگر مانتوتان در تابستان رنگی باشد که خفه نشید از گرما هم جرم است! اگرهمین مانتو از زانوتان بالاتر برود که دیگر هیچی!!! اینها جرم است نه خلاف شان چون اصلا شما شانی ندارید که رفتارهایتان خلاف آن باشد!!! شان فقط از آن برادران و خواهرانیست که از بس پاک و خوب و بی اشتباهند نمی توانند مرتکب جرمی شوند!!! اصلا من نمیدانم چرا آقایان زحمت این جوابهای بی سرو ته را به خودشان میدهند! آقا به خدا اصلا برای ما مهم نیست که کی، کجا، با کی……!!!!

پی اس1: ببخشید عصبانی شدم وقتی این خبر را خواندم!

 

11 comments آوریل 25, 2008

مووی تاک!

روزهای آغازین سال 87 اگر از هر نظر برایم همراه با رخوت بوده باشد از یک نظر برایم لذت بخش بوده! آنهم به خاطر فیلمهای خوبیست که دارم میبینم!

این دو سه روزه هم فیلم سنتوری ،کایت رانر، سویینی تاد و فریاد مودچه ها را دیدم!

کایت رانر از همه دلپذیرتر بود! البته پیشنهاد اکید میکنم که حتما اول کتابش را بخوانید… حکایت لطیفی است از دوستی، خیانت، آبرو داری جهان سومی، عدالت و رستگاری در جامعه افغانستان. فیلم خوش ساختیست. موسیقی متن بینظیری دارد. بازیها قویست و در مجموع میتوان گفت برای ما ایرانیها جذابیت مضاعفی دارد… به دلیل بیم و امیدهای مجاورت با افغانستان…

فریاد مورچه ها، آخرین ساخته مخملباف پدر! به عنوان یک فیلم ایرانی عالیست! یعنی اصلا آدم فکر نمیکند که فیلم ایرانی باشد!!! این را هم ببینید!

سنتوری را هم که دیگه حتما دیده اید!! فیلم بدی نیست! البته فکر میکنم حکایتش حکایت کتاب خاطرات روسپیان سودا زده من باشد! در این سوی جهان چیزهای ممنوع پاپیولارتر است!! فیلم را میگفتم… حکایت زوال هنرمند است در یک جامعه بسته…. نمیدانم چرا در فیلمهای ایرانی موضوع اصلی فیلم را در قالب دیالوگها و گاهی هم مونولوگها به خورد مخاطب میدهند! (ر.ک به صحنه ای که گ. فراهانی در پارک به جاوید شکایت سیاستهای ارشاد را میکرد!) پایان فیلم را هم دوست نداشتم! کل فیلم را زیر سوال برد! چندتا از مونولوگهای رادان هم از کتاب عقاید یک دلقک دزدیده شده بود! (عیناً!!!) بگذریم از اینکه میشد کل فیلم را برداشتی از کتاب هاینریش بل دانست! از اینها که بگذریم بازی رادان عالی بود. حیف شد که فیلم در سینما نمایش داده نشد!

سویینی تاد هم به نظرم مال جوانترها بود! مثل سایر کارهای برتون!

4 comments آوریل 10, 2008

رمز گشایی متضاد!

من همیشه سیاست های رسانه ای صدا و سیما را با نظریه رسانه ای شوروی مقایسه میکردم. اما گویا صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم در جریان جهانی شدن رسانه ها مجبور به تبعیت از نظریه های ارتباطی جدیدتر شده است!

نمونه این مسئله را در برنامه هایی مثل نود یا در گوشه های کوتاهی از سریالهای طنز تلویزونی یا برخی برنامه های انتقادی رادیو جوان می توان مشاهده کرد.سریال مرد هزار چهره هم از همین قبیل است.

در مباحث مطالعات فرهنگی، 3 گونه رمز گشایی پیام از سوی مخاطبان تعریف شده است:

1- رمز گشایی مسلط - هژمونیک که در آن مخاطب، پیام را همانگونه که مورد نظر رمزگذار بوده رمزگشایی می کند.

2- رمز گشایی توافقی که در آن مخاطب قسمتی از پیام را طبق نظر رمز گذار و قسمتی را مورد نظر خود رمز گشایی میکند.

3- رمز گشایی متضاد: که در آن مخاطب پیام را کاملا متفاوت از رمزگذار رمز گشایی میکند! در واقع پیام با هدف دیگری تولید شده اما مخاطب آنرا به خواست خود تحلیل می کند.

فکر می کنم رمز گذاری این سریال هم از نوع متضاد باشد! اصولا بعید می دانم که سیاست گذاران سیمای ج.ا حتی خود متوجه باشند که برخی قسمتهای این سریال تا چه حد توانسته حرف دل مردم باشد درباره رفتار کارگزاران جدید پلیس تهران در برخورد با بد حجابها و اراذل و اوباش! (بخوانید مردم!)

2 comments مارس 28, 2008

پرسپولیس؛ فصلی از زندگی در ایران

زندگی هر کدام از ما ایرانیها، می تواند لایق نامزدی جایزه آکادمی اسکار باشد…گویا در این میان زن بودن شانس بردن را بیشتر هم می کند!! این را وقتی فهمیدم که انیمیشن پرسپولیس را دیدم! بیش از آنچه که فکر می کردم واقعی بود… تصویر مقطعی از زندگی ما که نمیتوان جز با تکنیک سیاه و سفید آنرا به تصویر کشید.

تغییر ارزشهای اجتماعی با وقوع انقلاب، قوانین زن ستیز، بسته شدن فضای اجتماعی کشور، مهاجرت نسل جوان در طول سالهای جنگو در مجموع برشی از اجتماع ایران در سالهای 1978- 2002 مفاهیمی است که در طول فیلم به آن پرداخته میشود.

تصویری که از تهران بعد از انقلاب ارائه شده کما بیش برای هر کدام از ما به نحوی آشناست و بر خوردی که جامعه با یک دختر جوان از طبقه متوسط دارد هم با منطق واقعیت برابری می کند…. و اینکه مشکلات یک ایرانی با فرار و مهاجرت حل که نمیشود هیچ که بدتر هم می شود….

تنها چیزی که مرا به فکر فرو برده این است، که با تصویری که قرار است از ما در ذهن جهان مخاطب پرسپولیس  شکل گیرد چه کنیم!؟

2 comments مارس 18, 2008

من رای می دهم…

بعد از خواندن رمان بادبادک باز همیشه از رشد طالبانیسم در کشورم می هراسم! این را داشته باشید ضمن اینکه دیروز اس.ام اسی به دستم رسید به این شرح: مقام معظم رهبری: مردم به مجلسی رای بدهند که راه را برای خدمت بیشتر دولت پرتلاش و خدمتگزار کنونی هموارتر کند…

نمیدانم این فتواست یا درخواست یا تبلیغ یا حتی ت…! به هر حال من با تمام تحلیل های مختلفی که این مدت خواندم و شنیدم امروز تصمیم دارم که به مسجد محل سز یزنم! شما را نمی دانم اما خوش ندارم که کسی در دل به خانه نشینیم بخندد! به اینکه مایوسم! برای اینکه نمی خواهم به جایی برسیم که مجبور شوم با هر بدبختی از ایرانم فرار کنم! برای اینکه هر روز زنده ماندنم معجزه ای باشد… برای اینکه سالهای میانسالی وقتی با اندوه به کودکان کشورم نگاه کنم و ببینم شبیه گرسنگان افریقایی شده اند! رای می دهم حتی اگر برای یک کرسی در مجلس مبارزه کنم! چون می خواهم مبارزه کنم و چون نمی خواهم انقلاب کنم و عاقلی را هم نمی شناسم که بخواهد! از شما هم نمیخواهم که همراهیم کنید! هرچند اگر همراهی می کردیم امروز اینجا نبودیم!

2 comments مارس 14, 2008

شما در انتخابات شرکت می کنید؟

هنوز نمیدونم که در انتخابات جمعه شرکت کنم یا نه! اگر شرکت کنم هم اسم 5_4 نفری بیشتر به ذهنم نمی رسه! اما ترس اصلی این است که همین قدرت انتخاب ناچیز را هم در انتخابات 88 از دست بدیم! ظاهراً افرادی که می خواهند قدرت انتخاب را از مردم بگیرند روزبروز به هدفشان نزدیکتر می شوند!

پی اس: راستی با یک روز تأخیر روز جهانی زن مبارک! به امید رفع تبعیضهای همه جانبه!

2 comments مارس 10, 2008

یک شایعه جدید!

حتماً شما هم این چند روزه پیامهایی از طریق مسنجر، ایمیل یا حتی sms  دریافت کرده اید با این مضمون که یک سایت امریکایی عجیب و غریب (ویککسیت) که توانسته بود زلزله بم را پیش بینی کند اینبار هم یک زلزله در تهران پیش بینی کرده با قدرت 7.1 در مقیاس ریشتر…البته این در حالیست که همه کارشناسان اذعان دارند: پدیده زلزله غیر قابل پیش بینی است.

نمیدانم این شایعه ها از کجا می آیند… به یاد دارم یکی از اساتیدم در دانشگاه می گفت که سرعت شایعه در ایران به حدود 800 کیلومتر در ساعت می رسد! تعریف شایعه را هم که حتماً می دانید: خبری که در منابع خبری رسمی تأیید نشده باشد.

اما فکر می کنم اینکه بازار شایعه انقدر در ایران داغ است برمی گردد به کارکرد نامناسب، منفعلانه و حتی مغرضانه رسانه های جمعی… در جامعه ای که احزاب رسمی از داشتن یک رسانه مکتوب برای هوادارانشان محرومند، تنها یک رسانۀ تصویری موجود است و آن هم در انحصار دولت قرار گرفته، ماهواره ممنوع است و اینترنت فیلتر می شود، طبیعی است که مخاطب برای رفع نیاز خبری خود، روی به رسانه های غیر رسمی و زیر زمینی می آورد. وقتی اخبار بخش خارجی تلویزیون در پر بیننده ترین ساعت پخش، تنها و تنها رسالت خود را تخریب امریکا، فرانسه و دیگر مخالفان خارجی خود می بیند؛ آنهم به شکلی اغراق آمیز و طنز گونه نمی توان از مخاطب توقع داشت که رسانه را بی طرف بداند و به آن اعتماد داشته باشد.

 گویا مدیران رسانه ها و سیاستگزاران این حوزه، مخاطبان یا همان مردم را گوسفندانی می پندارند که در مقابل پذیرش اخبار نیاز به چوپانی دارند. به هر حال امیدوارم از این گوسفندان توقعی برای حضور آگاهانه در انتخابات نداشته باشند…. 

 پی. اس: می خواستم از ابتدای سال شمسی شروع به نوشتن کنم اما دلم نیامد!!!

5 comments مارس 2, 2008

اولین پست

به زودی در این مکان یک وبلاگ کاملاً جدی با مباحث سیاسی، اجتماعی، ادبی، فرهنگی و… افتتاح می شود…. پس اگر اتفاقی به اینجا سر زدید باز هم بیایید…. ضمناً این پست تنها جنبه آزمایش دارد  و وبلاگ به صورت رسمی از اول فروردین ماه سال 1378 شمسی آغاز به کار می کند… البته اگر زنده بودیم!!!

1 comment مارس 1, 2008


آرشیو

دسته‌ها

من دراینجا،درآنجا،درهمه جا!

جالبند، ببینید!

دوستان

دیدگاه‌های تازه

روهام در تاریخ عرق جو زدگی!!!
Armin در تاریخ عرق جو زدگی!!!
ALIREZA در تاریخ عرق جو زدگی!!!
دارکوب در تاریخ عرق جو زدگی!!!
روزبه در تاریخ عرق جو زدگی!!!

آمار وبلاگ

 

جولای 2008
ش ی د س چ پ ج
« Jun    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031